پست ثابت

سلام

 

قدم رو چشم من گذاشتین

 

از اونجاییکه تمام مطالب این وبلاگ نوشته های خودمه

 

خیلی خوشحالم می کنین

 

از مطلبی که خوشتون اومده زیر همون نظر بزارین

 

 والا غیرتی نظر یادتون نره

 

نظر فقط برا این پست غیر فعاله

 

عاشق آهنگ وبلاگمم اما اگه اذیتتون میکنه

میتونید روی پلیر متوقفش کنید

یلدا

 

چله نشین شب های سردِ بی تو ام

 

بی من نرو ، با ماندنت یَلدا رقَم بزن

 

با چله ی کَمان نگاهت قلبم نشانه کُن

 

بر روی عاشقانه های دلم آنجا قدم بزن

 

از چکه های خون دل، بر روی سنگ قبر

 

قلبی شکسته از نبودنت تنها قلم بزن

آتش

 

اینبــار از آتش احساسم شعله ای افروختـــم....

 

گُرگ که باشی خودبخــود نزدیک نمی شــوی!!!

بی من


 

میری ولی بی من بدان دِلتنگــــ میشی

 

آنجا اسیر واژه ای صــَــد رنگــــ میشی

 

حتی ترانه باشی و شاعر ، غزلــخوان

 

بادیگری، یک شعر بی آهنگـــــ می شی

 

شاید در این مدت به چشمت سَنگ بودم

 

باور بکن بازنده هفت سنگـــ ــ ــ می شی

 

ستاره ی پُررنگ من بودی تو امــا

 

با دیگری می گَردی و بی رنگ میشی

 

میبینمت بَرگشتی اما سَرد و خستـ ـ ـ ـ ـه

 

تو غرق گریه های بی درنگــــ میشی

 

شکسته

 

ﺩﯾـﺪﻩ ﺍﯼ ﺷــﯿﺸــﻪ ﻫـﺎﯼ ﺍﺗـﻮﻣﺒــﯿﻞ ﺭﺍﻭﻗـﺘـﯽ ﺿﺮﺑــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽﺧـﻮﺭﻧـﺪ

 

ﻭﻣـﯽ ﺷـﮑﻨـﻨـﺪ !؟

 

ﺩﯾــﺪﻩ ﺍﯼ ﺷـﯿﺸــﻪ ﺧــﺮﺩ ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ ﻭﻟــﯽ ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧﻤــﯽ ﭘﺎﺷــﺪ

 

من ﻫﻤـــﺎﻥ ﺷــﯿﺸــﻪ ﺍﻡ؛ ﺧــﺮﺩ ﻭ ﺗــﮑـﻪ ﺗــﮑــﻪ، ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧـﻤـــﯽ ﭘــﺎﺷـﻢ

 

ﻟـــﯽ ﺷــﮑـﺴﺘـــﻪ ﺍﻡ ...

 

 

کاش بودی...

سایه ها همیشه بودنشون یه فضا رو سنگین نمیکنه

بعضی وقتها نبودن یه سایه یه دنیا رو پر از دلتنگی میکنه

مثل نبودن سایه پدرم...

کاش بود و من اینقدر احساس بی پناهی نمیکردم

کاش بودی بابااااااااااااااااااااا

برای شادی روح همه ی پدرای دنیا صلوات

 

 

سکوتــــــــــ می کنم تا نهـــــایت هیچ کس

 

خیلی وقتها فلاکت بی کسی

 

بهتر از رویای زجرکُــ ـ ـ ــشِ با تو بودن است...

نوروز

 
ماهیک همچنان در تنگ، بی قرار است
 
لبخنــد انتظارت رو لبهای سیب و سماق و سمنو ماسیده...
 
دلم مثل سیر و سرکه می جوشد
 
نوروز آمد
 
اما باز
 
تو نیامدی
 
کاش می دانستم 
 
سبزه ی کدام باغ شده ای
 
سنبل کدام هفت سین...؟؟؟ 

هوای تو

 

نفس هایتــــ آنقدر حرمت دارند

 

که سالهاستــــ فقط هوای تو را استنشاق میکنمـــ ....

 

من بدون تنفس وجود تو میـ ــ ـمیــ ـــ ــرم

پسران هنرمند

 

هنر نزد پسران است و بس!!!!

سنگ تورا به سينه مي زند


آسان مگير خيـــال مرا !!!!

عُمريستـــ كه در مجادله با منطقم


سنگـِ تو را به سينــه مي زند...


آســـان مَرو، با ديگري...

چنديستـــــ كه ديده ام ، بَر زشتي ام

طعنه بر آيينه مي زند...

در حيرتم، از اين جدالِ منطق و خيالِ خوش!!!

يا من، زياد خوش خيالمو

يا بَد رقم قِسمَتم، صبح آدينه مي زند...

عادل مطلق

 

انتخاب سختی ست... دوراهی میان

 گرم نگه داشتن کودک فقیری که دستانش

یخ زده سوز سرمای روزگار است...

یاشاد کردن چشمان منتظر یک کشاورز

برای تضمین روزی یک ساله اش

آرامش دِلِ لَرزان پسرکی که نِگران چکه های سَقف

تَرَکـــــ خورده خانه شان است...

یا خوشحال کردن دِلِ دُخترکی که می خواهد

با شیطنت، تمام غمـ هایش را

همراه با پرتاب گلوله های برفـــــ دور بیندازد....

خُدایم عادل مطلق تویی که مَصلحتت

زمان وقوع شادی هر دِلی را تعیین می کند...

 

دختر بلا

بوس،دوست میداری ، هااااااااا؟؟؟؟

 

 

بدو بیا،تا گرمه ه  ه ه ه!!!

 

به سلامتی هرچی دختر اینجوریه ه ه ه

احساس اینروزهایم

 

نیســــتی نمی دانی...

 

اینجا اشک هم نعـــــره می کشد!!!!

 

لعنت به فاصلــ ــــ ــــ ـه

 

ببین، بین من و تو چه بلــوایی بر پا کرده است...

مرد باش دور نزن!

قابل توجه بعضی ها !!!!!

که با هزار تا دروغ

میخوان احساس لگدمال شده طرفشونو دوربزنن

 

 

 

مردانگی رو ازین بچه یاد بگیرکه واسه

 

 رد شدن معشوقش از سختی زندگی واسش پل میشه !!!!

یلدا

 

 

بــــــــی تو...به یلدا می نشینم نبودنتــــــ را...

 

 ســــــرد...          طـــــــــولانی...

 


حافظ همـ، برایم مرثیه میخواند، غزل هایش را

 

و فرداهای عمرم،هرروز کوتاهتـر می شود...

 

بی من... یلدایت مبارکـــــــ ...


 

رفیق با وفا

 

امروز باهاشـ خیلی درد دل کردمــ ...

 

مُحکمـ بَغَلمـ کَرد، بِهم گُفتـــ :

 

"حَتی اَگه همه وِلِت کُنن مَن تَنهاتــــ نمی ذارم"

 

سَرَموُ گُذاشتــم رو سینـــــه شُو کُلی گِریه کَردمـــ

 

عَجَب رِفیقِ باوَفاییـه این تَنـــــــهایی.....

 

بهانه

 

به کدام هزار دلیل

 

مرا فروختی و رفتی ؟؟؟؟

 

که تو اگر ماندنی بودی

 

مرا از یک بهانه میخریدی و می ماندی.........

جاده های بی تو بودن

 

عجیب دامن گیر بود....

 

خاک جاده های بی تو بودن

دخترا

 

حالا تو فکر کن ما چی هستیم که یارو ازینکه

 

خودشو جلو ما میتکونه تا اینحـــــــــد شاد میشه ه ه !!!

چيه؟


چيه ه ه ؟!!! فک کردی فقط خودت میتونی دید بزنی؟!!!



چی می شد من منگوله کفشت  بودم؟!!!!

پسرا

پسرا وقتی بچه هستن

 

.

.

.

 

وقتی بزرگ و عاقل میشن!!!

 

 

بله ه ه ه یه همچین موجودات احساساتی هستن اینا!!!!

 

 

والا غیرتی مطالبو کپی نکنید

بعدتو وبلاگ شما می بینن

 میان کامنت میزارن مطلب مال خودت نبوده یه جایی دیدیمش

 

ابن سینا

بچه که بودم مواد توکپسول چرک خشک کن رو خالی میکردم

 

 مینداختم تو یه شیشه پنی سیلین پر آب

 

درشومحکم می بستم یه جاییکه

 

دست احد الناسی بهش نمی رسیدقایم میکردم!! 

 

خلاصه اینجوری بگم قضیه تا آخر ابن سینا پیش رفته بود!!!

 

بعد یه هفته میوردم بیرون بو گندش عالمو ور داشته بود!!!

 

با افتخار اعلام میکردم " مغناسیطی" درست کردم

 

بزرگ که شدم فهمیدم مغناطیسی مال برقه!!!

 

از دیروز که این قضیه رو برا دوستم تعریف کردم وقتی

 

گفت بابا مغناطیسی مال آهنرباست  ضعف کردم کلانفسم بالا نمیاد

 

اصن گیج شدم این مغناسیطی مال کیه

 

عشق سوخته

 

می سوزانم

 

تمام خاطراتت را

 

تا از منو عشق سوخته ام

 

خاکستری هم، برای تپیدن

 

باقي نماند...

زندگی گویا همین است

 

 

زندگی گویا همین است

 

یک، دو چند جمله ی زیبای ساحرانه

 

و تقدیم تمام احساس تو

 

با نام یک تقسیم خوب عادلانه!!!!

 

وبعد از مدتی گویا

 

یک بهانه کوچک و اما خیلی آمرانه

 

برای فراموش کردن

 

یک عمر،خاطره ی عاشقانه....

 

گویا همین است...

یادگار عشق

 

 

پا برهنه

 

همراه جای پایت قدم می زنم

 

میخواهم زخم برهنگی یادگاری باشد

 

که دیگر عاشق نشوم...

قدم

 

 

قدم میزنم با تو سکوتم را

 

چه کسی می گوید

 

این ضجه ها نامش سکوت است؟؟؟

 

و

 

این به خاک کشیدن احساسات

 

نامش قدم زدن ؟!!!!!

دلم تنگ است

 

دلم تنگ است٬ برای خودم

 

کجا می توانم خودم را پیدا کنم؟!!!!!

 

من سالهاست

 

که در٬ دوردستها خودم را جا گذاشته ام...

 

دلم تنگ است....

هم پا

 

به دنبال یک همپا بودم

 

 تا٬ با او قدم بزنم لحظات تنهایی ام را

 

خوب که رفتم

 

فهمیدم

 

او هم ٬ پا بود

 

که لگد میکرد تمام احساساتم را....